أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

33

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) دويست كيلومترى مثل حرارت خورشيد است ، همچنين از طريق تجزيهء طيف‌هاى نورى ثابت شده است كه عناصر تشكيل دهندهء خورشيد همان عناصر تشكيل دهندهء زمين است ، ملاحظه مىكنيد كه اين نظريه چهارده قرن قبل بوسيلهء قرآن اظهار شده است و علم پس از اين مدت آن را ثابت كرده است ، براستى ممكن است كه طريق ديگرى غير از وحى براى آن تصور نمود . در قرآن آمده است كه « وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها . ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ . . . تا آنجا وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » ( آفتاب در قرارى كه براى اوست سير مىكند و اين قرار خداى چيره و داناست و براى ماه هم منازلى را مقرر داشتيم . . . و هر يك در گردونى رفت و آمد مىنمايند ، شناورند » آيات 39 تا 41 سورهء 36 يس . اكنون پس از هزار سال يا بيشتر دانشمندان علوم فلك كشف كرده‌اند كه خورشيد هم در حركت دائمى است و با ابزار و مقياس‌هاى جديد حتى معدل سرعت آن را هم بدست آورده‌اند و معتقد شده‌اند كه خورشيد و منظومهء شمسى در مدار خود و در جهت برج نسر با سرعتى معادل يك ميليون و نيم ميل در هر روز حركت مىنمايد و با وجود اين سرعت پس از يك ميليون سال ممكن است به برج اصلى خود برسد ، در اختيار دانشمندانى كه چنين نظريه‌اى را اظهار داشته‌اند همهء وسايل جديد قرار داشته است امواج الكترونى در اين مسأله كمك كرده است و موفق شده‌اند با دوربين‌هاى مجهز بعضى از امور را مشاهده نمايند ، آيا در هزار سال پيش چنين ابزار و وسائلى در اختيار پيامبر ( ص ) بوده است ؟ جز پذيرش مسألهء وحى راه ديگرى وجود دارد . در قرآن چنين آمده است كه « أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ » « آيا انسان مىپندارد كه استخوانهايش را جمع نخواهيم كرد و حال آنكه توانائيم باينكه انگشت‌هايش را راست نمائيم » آيات 4 و 5 سورهء 75 : در اين آيه هم براستى معجزه‌اى است و دليل بر قدرت درخشان الهى است و اشاره است به مسألهء انگشت‌نگارى كه در آن زمان كسى جز خداوند متعال به اين راز اطلاع نداشته است ، امروز بشر به مسألهء سر انگشت و خطوط آن توجه نموده است و فهميده است كه اين خطوط در هيچ انسانى با انسان